عباس اقبال آشتيانى

101

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

اسلام در موصل و الجزيره مىزيسته و كتاب معروف خود كامل التواريخ را دو سال قبل از فوت خويش يعنى در سال 628 به انجام رسانده در ذكر واقعهء استيلاى مغول چنين مىنويسد : « چند سال از ذكر اين حادثه خوددارى مىكردم و بمناسبت عظمت آن از نوشتن آن كراهت داشتم و با قدم ترديد پيش مىرفتم ، كيست كه بر او نوشتن خبر مرگ اسلام و مسلمين آسان آيد و اين كار را امرى سهل پندارد . كاش از مادر نزاده بودم و قبل از اين واقعه مرده و در عداد فراموش‌شدگان معدود شده بودم . با اينكه جمعى از دوستان مرا بر اين كار واداشتند من باز در قبول خواهش ايشان متوقف بودم آخر الامر ديدم كه ننوشتن اين وقايع متضمن نفعى نيست بنابراين مىگويم كه اين عمل مستلزم ذكر حادثه‌اى عظيم و مصيبتى بزرگ است كه گشت روزگار هنوز مثل آن را نياورده و آتش آن دامن خلايق را عموما و مسلمين را خصوصا گرفته است . اگر كسى بگويد كه از به دو خلقت آدم تاكنون عالم بنظير چنين حادثه‌اى گرفتار نيامده راه خلاف نرفته است چه تاريخ حادثه‌اى را كه شبيه يا نزديك به اين واقعه باشد بخاطر ندارد . يكى از عظيم‌ترين وقايع تاريخى كه ذكر آن ورد زبانهاست رفتار بخت‌نصّر است با بنى اسرائيل و كشتار او از ايشان و ويران كردن بيت المقدس ولى بيت المقدس در مقابل شهرهائى كه اين گروه ملعون خراب كرده و هركدام چندين برابر بيت المقدس بوده چه عظمتى دارد و بنى اسرائيل در جنب كسانى كه در اين واقعه بقتل رسيده‌اند چه اهميتى دارند زيرا كه عدد كشتگان يك شهر تنها بر بنى اسرائيل فزونى داشته . شايد مردم ديگر مثل اين حادثه را كه تا انقراض عالم و پايان دنيا نبينند . يأجوج و مأجوج و دجّال لااقل بر اتباع خود ابقا مىكنند و مخالفين را از ميان برمىدارند ولى اين جماعت بر هيچ‌كس رحم نياوردند ، زنان و مردان و كودكان را كشتند و شكم‌هاى حاملگان را دريدند و اطفال جنين را نيز بقتل آوردند ، انّا للّه و انّا اليه راجعون و لا حول و لا قوة الّا باللّه العلىّ العظيم ، آتش اين حادثه دامن عالم را گرفت و ضرر آن همهء خلق را شامل شد و سير آن در بلاد بىشباهت بابرى كه در دنبال آن بادى در وزش آيد نبود . طايفه‌اى از حدود چين حركت كردند و بلاد تركستان مثل كاشغر و بلاساغون را گرفتند و از آنجا شهرهاى ماوراءالنّهر مثل سمرقند و بخارا را مالك